برکات قیام حضرت زهراء سلام الله علیها

برکات قیام حضرت زهراء سلام الله علیها

حضرت زهرا سلام الله علیها گاه از طریق خواندن خطبه، دست به افشاگری و ترسیم راه صحیح و معرّفی خلیفه زد، و گاه با گریه‌های طولانی، مظلومیت خود و امام خویش را به گوش مردم آن زمان رساند....

بسمه تعالی
برکات قیام حضرت زهراء ‌علیها‌السلام
چکیده
قیام حضرت زهرا‌علیها‌السلام، به گونه‏ای بود که در آن راه صحیح از باطل، شناخته شد و چهره منافقین، آشکار گردید، ایشان با دفاع از حریم ولایت و امامت، حق را به همگان نشان داد و با معرفی منحرفان، چهره واقعی آنها را ترسیم نمود، آن حضرت‌علیها‌السلام در جمع زنان مهاجر و انصار و زنان قریش با زبان شکوه، لب به سخن گشود و از غصب حق امام علی‌علیه‌السلام سخن گفت، ایشان در اثبات مظلومیت اهل‏بیت و اعلان نفرت از خلفا، نقش تعیین کننده‏ای را در تاریخ رقم زد.
کلید واژه
حضرت زهرا‌علیها‌السلام، قیام، خلافت، حق، غصب.
اشاره
بعد از رحلت پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و جریان سقیفه و خارج شدن خلافت از مسیر اصلی خود، حضرت زهرا‌علیها‌السلام آرام ننشست؛ بلکه از طرق مختلف، قیام همه جانبه‌ای را شروع کرد؛ گاه از طریق خواندن خطبه، دست به افشاگری و ترسیم راه صحیح و معرّفی خلیفه زد، و گاه با گریه‌های طولانی، مظلومیت خود و امام خویش را به گوش مردم آن زمان رساند، و گاه با احتجاجها و محاکمه، غاصبان را رسوا نمود. زمانی نیز با رفتن در خانة مهاجر و انصار، حجّت را بر مردم تمام نمود و حقیقت را به مردم نشان داد. و همین‌طور از ملاقات با مردم و صحابه، بیش‌ترین بهره را بُرد و در روزهای آخر نیز در رویارویی و محاجّه با دو خلیفه، صریحاً نارضایتی و نفرت خویش را از آن دو اعلام نمود، و سرانجام با وصیتهای خویش در چگونگی تشییع و تدفین خود، مبارزه‌ای دایمی و یک علامت سؤال همیشگی را در مقابل روی تاریخ قرار داد.
در این مقال به دنبال بیان اهم آثار و برکات قیام حضرت‌علیها‌السلام [در شکلهای مختلف] هستیم. امید است که روح پاک آن بانوی عصمت ما را یاری کند.
1. ترسیم راه صحیح و مستقیم
جریان سقیفه و انحراف خلافت از مسیر اصلی و وحشتی که به وجود آورده بودند از یک طرف و سکوت خواص از سوی دیگر، و مأمور به صبر بودن امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام، فتنة کوری بوجود آورده بود تا آنجا که عده‌ای در تشخیص حق به شک افتاده بودند؛ اینجا بود که حرکات و سخنان حضرت زهرا‌علیها‌السلام در این جوّ تاریک، راهگشا بود؛ از این‏رو در روایات از حضرت به عنوان کسی یاد شده است که رضای او رضایت خدا و غضب او غضب خدا است: «اِنَّ اللهَ یغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة وَیرْضَی لِرِضَاهَا؛ (1) به راستی خداوند با غضب فاطمه، غضب می‌کند و با خشنودی او خشنود می‌شود.»
حضرت با حمایتهای بی‌دریغ خود از حضرت علی‌علیه‌السلام و ایستادن در مقابل سران سقیفه، به مردم نشان داد که راه راست و مستقیم کدام است. از یک طرف فرمود: اگر علی‌علیه‌السلام و فرزندان او به خلافت می‌رسیدند، دو نفر هم با یکدیگر اختلاف نمی‌کردند: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَان‏؛ (2) قسم به خدا اگر حق را به اهلش واگذار می‌کردند و از عترت رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله اطاعت می‌کردند، دو نفر هم درباره [حکم] خداوند با یکدیگر اختلاف نمی‌کردند.»
و از طرف دیگر در بخشی از خطبة خود، مسیر سقیفه را راه شیطان و متابعت از او معرفی کرد و فرمود: «وَ أَطْلَعَ الشَّیطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِکُمْ، فَأَلْفَاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فِیهِ مُلَاحِظِینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ فَوَجَدَکُمْ خِفَافاً، وَ أَحْمَشَکُمْ فَأَلْفَاکُمْ غِضَاباً؛ (3) شیطان از مخفی‌گاه خود سرش را بیرون آورد و بر شما فریاد زد و دریافت که دعوت او را اجابت می‌نمایید و به فریفتن او روی آورده‌اید، سپس خواست شما برخیزید و دریافت که شما آماده‌اید و شما را بر خشم دعوت کرد و یافت که به خشم می‌آیید.»
در این سخنان، راه راست و صراط مستقیم به روشنی از راه باطل متمایز شده است؛ راه راست، رفتن به دنبال امام علی‌علیه‌السلام و فرزندان او‌علیهم‌السلام و راه شیطان، راه سران و رهروان سقیفه است.
2. رسوا نمودن چهرة نفاق
شناخت جریان نفاق، از مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین کارهایی است که در هر قیام و نهضتی وجود دارد. در اوایل نهضت بزرگ پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، شناخت چهره‌های نفاق راحت‌تر بود، چرا که وحی الهی در این زمینه، قاطع عمل نموده و چهرة منافقین را به سرعت رسوا می‌کرد. نمونه بارز آن را در جریان نزول سورة منافقین می‌توان مشاهده کرد. و همین‌طور در جریان مسجد ضرار و تخریب آن، که در قرآن کریم می‌خوانیم: «وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْریقاً بَینَ الْمُؤْمِنینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ یشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ»؛ (4) «آن کسانی که مسجدی برای زیان اسلام بر پا کردند و مقصود آنها کفر [و عناد] و تفریق کلمه بین مسلمانان و مَساعدت با دشمنان دیرینة خدا و رسول بود و قسمهای مؤکد یاد می‌کنند که ما جز قصد خیر نداریم، و خداوند گواهی می‌دهد که به تحقیق آنها دروغ می‌گویند.»
امّا هر چه عمر پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله رو به پایان می‌رفت و خصوصاً بعد از رحلت آن حضرت، چهرة نفاق پیچیده‌تر می‌شد. تنها کسی که در آن موقعیت سخت می‌توانست به صورت علنی از چهرة نفاق پرده بردارد، و این جریان خطرناک‌تر از دوران پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله را معرفی کند، حضرت زهرا‌علیها‌السلام بود، چرا که همگان به عظمت و عصمت او معترف بودند.
حضرت زهرا‌علیها‌السلام وقتی می‌بیند نفاق به میدان آمده و با نبود پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله میدان را برای فعالیت خود باز دیده است، در خطبه معروف خود پرده از چهرة آنها برمی‏دارد و می‌فرماید: «فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیهِ دَارَ أَنْبِیائِهِ، وَ مَأْوَى أَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فِیکُمْ حَسِیکَةُ (5) النِّفَاق‏؛ (6) پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش خانة پیامبران و جایگاه برگزیدگان خود را اختیار کرد، در میان شما خارهای نفاق ظاهر کردید.»
پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله چهره نفاق سران سقیفه را به برخی از اصحاب خاص [مخصوصاً بعد از جریان غدیر] معرّفی کرده بود. این گروه با وجود مبارک پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله کاری از پیش نمی‌بردند؛ اما بعد از وفات آن حضرت، هزینة سنگینی را بر اهل‏بیت‌علیهم‌السلام و خصوصاً امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام و فاطمه زهرا‌علیها‌السلام وارد کردند. بعد از پرداخت این هزینة سنگین، حضرت زهرا‌علیها‌السلام زمینه را برای معرّفی آنان آماده دید و برای جلوگیری از گمراهی و ضلالت امّت پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و نسلهای آینده، آنها را معرّفی نمود. آنها تلاش داشتند کارهایشان را اسلامی جلوه دهند؛ ولی حضرت زهرا‌علیها‌السلام چهرة واقعی آنان را به خوبی نمایان ساخت و در ملاقات با «امّ سلمه» این امر را گوشزد نمود که: شب را با غصّه و اندوه به روز آوردم... به وصی، ظلم شد... و حق او غصب گردید، «وَ لَکِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِیةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِیةٌ کَانَتْ عَلَیهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُکْتَمِنَةً لِإِمْکَانِ الْوُشَاة؛ (7) ولکن کینه و حقدهای بدر و خون‌خواهی کشته‌های احد بود که قلب نفاق آنها را پنهان نموده بود.»
و در خطاب به ابو بکر صریحاً فرمود: «یا أَبَا بَکْرٍ مَا أَسْرَعَ مَا أَغَرْتُمْ عَلَى أَهْلِ بَیتِ رَسُولِ اللَّه‏؛ (8) ای ابو بکر! چه زود کینه‌های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله ظاهر کردید؟»
3. دفاع از حریم ولایت و امامت
سران سقیفه با پیش دستی در امر خلافت، به بهانة مشورت و بیعت، به حکومت غاصبانه و ظالمانه خویش به ظاهر مشروعیت بخشیدند و آن را امری دینی و خداپسندانه جلوه دادند و با این خدعه در واقع تمامی آنچه پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله به صورت مکرر در «یوم الدار»، آیة ولایت، غدیر خم، حدیث منزلت و مناسبتهای دیگر دربارة ولایت و امامت علی‌علیه‌السلام بیان نموده بود، نادیده گرفته و به دست فراموشی سپردند تا دیگر کسی نه جرأت کند و نه به خود حق دهد که مسئلة خلافت و امامت منصوص امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام را از طرف خدا مطرح نماید.
حضرت زهرا‌علیها‌السلام این امر را دقیقاً متوجه بود؛ از این‏رو هم در خطبه‌های عمومی این مسئله را گوشزد نمود و هم در ملاقاتهای گروهی و انفرادی که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
الف. خطبه‌ها
در خطبة تاریخی فدکیه با صراحت اعلام کرد که خداوند امامت را برای ما قرار داده و فلسفه آن را چنین بیان کرد: «وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛ (9) و اطاعت ما [اهل‏بیت] را برای نظم یافتن ملّت اسلام و امامت را برای ایمن ماندن از تفرقه قرار داد.»
و در جای دیگر فرمود: «قَطَعْتُمْ أَمْرَکُمْ بَینَکُمْ لَمْ تَسْتَأْمِرُونَّا وَ صَنَعْتُمْ بِنَا مَا صَنَعْتُمْ وَ لَمْ تَرَوْا لَنَا حَقّاً؛ (10) امر خلافت را میان خودتان قطعی کردید و از ما نظرخواهی نکردید و آنچه را خواستید، انجام دادید و حقی برای ما قائل نشدید.»
در بخش دیگر از این خطبة معروف فرمود: «اَنْتُمْ عِِبَادَ اللَّهِ نُصْبُ أَمْرِهِ وَ نَهْیهِ، وَ حَمَلَةُ دِینِهِ وَ وَحْیهِ، وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى أَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَى الْأُمَمِ، وَ زَعَمْتُمْ حَقٌّ لَکُمْ، لِلَّهِ فِیکُمْ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیکُمْ، وَ بَقِیةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَیکُمْ؛ (11) شما‌ای بندگان خدا! که پرچمداران امر و نهی خدا و حاملان دین و وحی می‌باشید، امانت‌داران خدا بر خودتان، و رسانندگان آن به امتها هستید، و گمان کردید که حقی برای شما است، برای خدا در میان شما پیمانی است که به سوی شما عرضه کرده است، و پس از پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله جانشینی است که برای شما باقی مانده است.»
ب. ملاقاتها
اول: ملاقاتهای عمومی:
حضرت زهرا‌علیها‌السلام برای احقاق حق امام علی‌علیه‌السلام از مهاجرین و انصار و یاری خواستن به دیدار آنان رفت که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
1. «ابن قتیبه» می‌گوید: امام علی‌علیه‌السلام فاطمه‌علیها‌السلام دختر رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله را شبانه بر مرکب سوار می‌کرد و او را به مجالس انصار می‌برد و فاطمه‌علیها‌السلام از آنها درخواست نصرت می‌کرد و آنها در پاسخ او می‌گفتند:‌ای دختر رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله! ما با این مرد بیعت کرده‌ایم و اگر همسر و پسرعمویت پیش از ابو بکر به سوی ما آمده بود، ما از او عدول نمی‌کردیم. سپس علی‌علیه‌السلام می‌فرمود: آیا من بدن رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله را در خانة خودش رها می‌کردم و دفن نمی‌نمودم و بیرون می‌آمدم و برای سلطنت و در دست گرفتن قدرت با مردم به نزاع می‌پرداختم؟! فاطمه‌علیها‌السلام می‌فرمود: ابو الحسن‌علیه‌السلام کاری جز آنچه شایسته و سزاوار بوده، انجام نداده است و خداوند هم مردم را به سبب آنچه کرده‌اند محاسبه و مطالبه خواهد کرد.» (12)
2. «عبد الله بن سنان» از امام صادق‌علیه‌السلام نقل کرده است که آن حضرت‌علیه‌السلام فرمود: وقتی که ابو بکر شهادت علی‌علیه‌السلام و‌ام ایمن را رد کرد، فاطمه‌علیها‌السلام در حالی که غضبناک بود، برخاست و فرمود: «خدایا! این کسانی که به حق دختر محمد‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، پیامبر تو ظلم کردند خشم خود را بر آنها شدید کن» و سپس بیرون آمد و علی‌علیه‌السلام او را بر مرکبی که بر آن عبایی انداخته بود، سوار کرد و تا چهل روز او را در خانه‌های مهاجرین و انصار، در حالی که حسن و حسین‌علیهما‌السلام با او بودند، می‌گرداند و فاطمه‌علیها‌السلام می‌فرمود: «ای جماعت مهاجر و انصار! خدا را یاری کنید. من دختر پیامبر شما هستم و شما با رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بیعت کردید که او و ذرّیة او را حفظ کنید، همان‌گونه که از خودتان و خاندانتان حفاظت می‌نمایید.
پس به بیعت خود با رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله وفا کنید!»؛ ولی کسی به فاطمه‌علیها‌السلام کمک نکرد و کسی [سخن] او را اجابت و او را یاری نکرد. (13)
3. «عبدالله بن حسن بن حسن» از مادرش «فاطمه بنت الحسن» نقل کرده است: هنگامی که بیماری فاطمه‌علیها‌السلام، دختر رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله شدید شد و بستری گردید، گروهی از زنان مهاجرین و انصار نزد او آمدند و گفتند:‌ای دختر رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله! شب را چگونه به روز آوردی؟ حضرت‌علیها‌السلام فرمود: به خدا سوگند! صبح کردم در شرایطی که از دنیای شما بیزارم و از مردان شما خشمگین، پس از آنکه آنان را در خواب [غفلت] دیدم، به دور انداختم، چه زشت است شکسته شدن لبة شمشیر و سستی بعد از عزم و جدّیت و صلابت... . «وَیحَهُمْ أَنَّى زَحْزَحُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَ مَهْبَطِ الْوَحْی الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأَمْرِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَکِیرَ سَیفِهِ وَ شِدَّةَ وَطْئِهِ وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏؛ وای بر آنان! [آیا می‌دانند که خلافت را از کدام جایگاه حرکت دادند؟] از کوه‌های بلند و استوار رسالت و جایگاه روح الامین و آگاه به امور دنیا و دین، به راستی که این خسرانی آشکار است؛ به راستی چه چیز باعث شد که بر ابو الحسن سخت گرفتند؟ به خدا سوگند! ناخشنودی آنها به سبب شمشیر برّان و گامهای استوار و بی‌اعتنایی او به مرگ و ضربه‌های سخت او در راه خدا بود. «وَ اللَّهِ لَوْ تَکَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله إِلَیهِ لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیراً سُجُحاً لَا یکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یتَعْتِعُ رَاکِبَهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیرَ بِهِمُ الرَّی غَیرَ مُتَحَلٍّ مِنْهُ بِطَائِلٍ إِلَّا بِغَمْرِ الْمَاءِ وَ رَدْعِهِ شَرَرَهُ السَّاغِبَ وَ لَفُتِحَتْ عَلَیهِمْ بَرَکَاتٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ سَیأْخُذُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یکْسِبُون؛ (14)‏ به خدا سوگند! اگر مسئولیت خلافت را که رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله به وی سپرده بود، به او واگذار می‌کردند، او آن مرکب خلافت را مهار می‌کرد و با نرمی می‌راند که کم‌ترین آسیبی به آنها نمی‌رسید و آنان خسته و ملول نمی‌شدند و آنان را به کنار چشمة زلال حقیقت می‌برد که آب گوارا و شیرین بنوشند و سیراب بیرون آیند. از زیادی آن حیران شوند، در حالی که او خود از زینت دنیا بهرة زیادی برنگیرد و جز قدحی کوچک از آب برای رفع تشنگی برندارد، [و اگر خلافت را به او واگذار کرده بودند] برکات از آسمان و زمین به روی آنها گشوده می‌شد [و آنان چنین نکردند] و به زودی خداوند آنان را به آنچه می‌کنند، [از عصیان و نافرمانی،] کیفر خواهد نمود.»
حضرت زهرا‌علیها‌السلام در این بیانات هم به آثار خلافت امام علی‌علیه‌السلام اشاره کرده است که باعث: 1. مهار کردن خلافت؛ 2. آسیب نرسیدن به مردم؛ 3. رساندن به سرچشمة زلال حقیقت؛ 4. باز شدن برکات از آسمان و زمین می‌شود، و هم به علت اینکه چرا زیر بار خلافت مولا‌علیه‌السلام نرفتند، اشاره می‌کند که در واقع کینه‌های جنگهای صدر اسلام و ضربه‌هایی بوده است که در حال کفر به آنان وارد شد.
4. حضرت زهرا‌علیها‌السلام در تداوم دفاع از امامت و آگاهی‌بخشی به مردم و بیدار نمودن وجدانهای خفته، خطاب به مهاجرین و انصار فرمود: «یا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ وَ ابْنَةَ نَبِیکُمْ، وَ قَدْ بَایعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله یوْمَ بَایعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّیتَهُ مِمَّا تَمْنَعُونَ مِنْهُ أَنْفُسَکُمْ وَ ذَرَارِیکُمْ، فَفُوا لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِبَیعَتِکُم‏؛ (15) ای جماعت مهاجرین و انصار! خدا و دختر پیامبرتان را یاری کنید [با یاری نمودن ولی خدا] به راستی که شما با رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بیعت کردید که از پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و فرزندانش‌علیهم‌السلام دفاع کنید، همان‌گونه که از خود و فرزندان خودتان دفاع می‌کنید، پس بر بیعت خود با رسول خدا وفادار باشید.»
5. اشاره شد که حضرت زهرا‌علیها‌السلام از کم‌ترین فرصت برای دفاع از ولایت و طرح امامت حضرت علی‌علیه‌السلام استفاده می‌کرد. از «یعقوبی» نقل شده است که: در زمان بیماری فاطمه‌علیها‌السلام زنان رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و زنان قریش به عیادت او آمدند و گفتند: چگونه هستی؟ [حضرت] فاطمه‌علیها‌السلام فرمود: چنانم که سوگند به خدا دنیای شما را ناخشنود دارم و به جدایی از شما شادم و خدا و رسولش را با اندوهی که از شما دارم ملاقات می‌نمایم. حق من حفظ و ذمّة من رعایت نشد و وصیت [درباره امام علی‌علیه‌السلام] پذیرفته نگشت و حرمت ما شناخته نشد.»
6. گاه حضرت زهرا‌علیها‌السلام کنار قبر پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله با زبان شکوه، از امامت دفاع می‌کرد و می‌فرمود: «اللَّهُمَّ إِلَیکَ نَشْکُو فَقْدَ نَبِیکَ وَ رَسُولِکَ وَ صَفِیکَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَینَا وَ مَنْعَهُمْ إِیانَا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلْتَهُ لَنَا فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِیکَ الْمُرْسَل‏؛ (16) پروردگارا! به سوی تو شکایت می‌کنیم به‏خاطر اندوه از دست دادن پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و فرستاده و برگزیده‌ات و [به تو شکایت می‌کنیم از] ارتداد امّت پیامبر علیه ما، و اینکه حق ما را بازداشتند، همان حق [ولایت و رهبری] که در کتابت [قرآن] که بر پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل فرمودی، برای ما قرار دادی.»
دوم: ملاقاتهای انفرادی:
1. حضرت فاطمه‌علیها‌السلام نزد «معاذ بن جبل» آمد و فرمود: «ای معاذ بن جبل! من نزد تو آمدم، از تو یاری می‌طلبم، تو با رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بیعت کردی که او و ذرّیه‏اش را یاری نمایی و او را حفظ کنی از آنچه خود و خاندانت را حفظ می‌کنی، ابو بکر فدک را از من غصب کرده و وکیل مرا از آن بیرون رانده است. معاذ گفت: با من غیر از خودم کسی هست؟ فاطمه‌علیها‌السلام فرمود: نه، کسی مرا اجابت نکرد. معاذ گفت: من کجا می‌توانم تو را یاری دهم؟ پس فاطمه‌علیها‌السلام از نزد معاذ بن جبل بیرون آمد و پسر معاذ وارد خانه شد [و بعد از گفتگوی با پدر] گفت: من نزد خدا با تو منازعه می‌نمایم تا اینکه بر رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله وارد شوم؛ زیرا تو درخواست دختر محمد‌صلی‌الله‌علیه‌وآله را اجابت نکردی.» (17)
2. عایشه، دختر طلحه بر فاطمه‌علیها‌السلام وارد شد و او را گریان دید، عرض کرد: پدر و مادرم فدایت! چه چیز شما را گریانده است؟ حضرت‌علیها‌السلام در جواب فرمود: از من سؤال می‌کنی از شر و فسادی که اخبار آن را مرغان بر بالها نوشته و در جهان پراکنده شده است، گویا پیکهای چابک سوار به سرعت آن را به همة جهانیان ابلاغ کرده‌اند که گرد و غبار آن تا آسمان بالا رفته و تاریکی مصیبت آن زمین را فرا گرفته است.
می‌دانی مصیبتها چگونه شکل گرفته‌اند؟ از پست‌ترین قبایل عرب، قبیلة تیم [ابو بکر بن قحافه] و از حیله‌بازترین آنها قبیلة عدی [عمر بن خطاب] بر علی‌علیه‌السلام ستم روا داشتند، پرچم مسابقه برافراشتند: تا بر علی‌علیه‌السلام پیشی بگیرند. چون موفق نشدند، بغض و کینه علی‌علیه‌السلام را در دل گرفتند؛ امّا پنهان داشتند. آن‌گاه که نور دین به خاموشی گرایید، و پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله رحلت کرد، آن بغض و کینه‌ها را به زبان آوردند و بر مرکب آرزو سوار شدند و ستمها روا داشتند و «فدک» را غصب کردند... . (18)
3. «محمد بن لبید» می‌گوید: پس از رحلت پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فاطمه‌علیها‌السلام را کنار قبر حضرت حمزه در قبرستان اُحُد، در حال غزاداری و گریه مشاهده کردم، فرصت را غنیمت شمرده، سؤال کردم: آیا برای امامت علی‌علیه‌السلام از سخنان رسول گرامی اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌توان دلیلی آورد؟ حضرت‌علیها‌السلام فرمود:
شگفتا! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده‌اید؟ «سَمِعْت رَسُولَ الله یقُولُ: عَلِی خَیرُ مَنْ أُخَلِّفُهُ فِیکُمْ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ سِبْطَای وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ لَئِنِ اتَّبَعْتُمُوهُمْ وَجَدْتُمُوهُمْ هَادِینَ مَهْدِیینَ وَ لَئِنْ خَالَفْتُمُوهُمْ لَیکُونُ الِاخْتِلَافُ فِیکُمْ إِلَى یوْمِ الْقِیامَة؛ (19) شنیدم که رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‏فرمود: علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می‌دهم. او امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم [حسن و حسین‌علیهما‌السلام] و نه نفر از فرزندان حسین‌علیه‌السلام پیشوایان و امامانی پاک و نیکند. اگر از آنها اطاعت کنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید دید و اگر با آنان مخالفت ورزید تا روز قیامت تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.» «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَان‏؛ آگاه باش! قسم به خدا، اگر حق را به اهلش واگذار می‌کردند و از عترت رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله اطاعت می‏کردند، دو نفر هم [دربارة حکم خداوند] با یکدیگر اختلاف نمی‌کردند.»
به راستی چه کسی غیر از زهرای اطهر‌علیها‌السلام در آن جوّ خفقان می‌توانست این‏گونه شفاف سخن بگوید و این‏گونه صریح از امامت علی‌علیه‌السلام دفاع کند، و آیندة تاریک غصب خلافت را گوشزد نماید؟
4. یکی از کسانی که به عیادت حضرت فاطمه‌علیها‌السلام آمد،‌ام سلمه همسر پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بود. فاطمه‌علیها‌السلام از همین فرصت نیز به نفع امامت امام علی‌علیه‌السلام بهره برداری نمود. وقتی‌ام سلمه عرض کرد: چگونه صبح کردی؟ فرمود: «أَصْبَحْتُ بَینَ کَمَدٍ وَ کَرْبٍ فُقِدَ النَّبِی وَ ظُلِمَ الْوَصِی هُتِکَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ أَصْبَحَتْ إِمَامَتُهُ مَقْبَضَةً عَلَى غَیرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِی التَّنْزِیلِ وَ سَنَّهَا النَّبِی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فِی التَّأْوِیلِ وَ لَکِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِیةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِیةٌ کَانَتْ عَلَیهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُکْتَمِنَةً لِإِمْکَانِ الْوُشَاة؛ شب را با غصه و اندوه به روز آوردم، رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله از میان ما رفت و به وصی پیامبر ظلم شد، سوگند به خدا! حجاب او هتک گردید، کسی که امامت او غصب و گرفته شد، بر غیر آنچه خداوند در کتاب خود تشریع کرده بود و پیامبر خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در تأویل آن را پایه‌گذاری نمود؛ ولی کینه‌ها و حقدهای بدر و خون‌خواهی کشته‌های اُحُد بود که قلب نفاق آنها را نهفته و پنهان نموده بود.»
«فَلَمَّا اسْتُهْدِفَ الْأَمْرُ أَرْسَلَتْ عَلَینَا شَآبِیبَ الْآثَارِ مِنْ مَخِیلَةِ الشِّقَاقِ فَیقْطَعُ وَتَرَ الْإِیمَانِ مِنْ قِسِی صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَى مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ کَفَالَةِ الْمُؤْمِنِینَ أَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْیا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَکَ بِآبَائِهِمْ فِی مَوَاطِنِ الْکَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ؛ (20) پس هنگامی که امر [خلافت]، مورد هدف قرار گرفت، آنها باران تیر را از اوهام دشمنی بر ما باریدند تا اینکه ریسمان ایمان از کمان سینه‌ها قطع شود و این نبود آنچه خداوند وعده داده بود از حفظ رسالت و کفالت مؤمنین. آنها در پی احراز منافع خود بودند و دنیا آنها را فریفت، بعد از طلب یاری نمودن از کسانی که [علی] پدرانشان را در هنگامة سختی و منازل شهادات از پای درآورد.»
4. شناخته شدن فضایل و شخصیت زهرا‌علیها‌السلام
وجود پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیر مؤمنان علی‌علیه‌السلام باعث شده بود که حضرت فاطمه‌علیها‌السلام کم‌تر در جامعه مطرح و شناخته شود، و از طرف دیگر حیا و نجابت او نیز مانع از شناخته شدن او بود. هر چند مردم از رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله سخنان فراوانی در عظمت ایشان‌علیها‌السلام شنیده بودند، و رفتارهای احترام‌آمیز او را با دخترش دیده بودند. و بالاتر از همه، سخنان وحی و کتاب الهی بود که دربارة فاطمه‌علیها‌السلام وارد شده بود؛ مانند: آیات تطهیر، مباهله، مودت، سوره انسان و کوثر...؛ اما کم‌تر پیش آمده بود که زمینة عینی و شایستگیهای آن بانو همچون: علم، معرفت، شجاعت، صلابت در مقابل خصم، فصاحت و بلاغت او درک و شناخته شود. در جریان قیام آن حضرت سخنان پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و تعریفات او تبلور عینی یافت و علم وسیع آن بانو، دلسوزی عمیق و به‏دور از اهانت او نسبت به سرنوشت و آیندة امت و آینده‌نگری ژرف و خطراتی را که گوشزد نمود و خطابه‌های فصیح و غرایی که ایراد نمود، همگی کمالات حضرت فاطمه‌علیها‌السلام را به مرحلة ظهور و فعلیت رساند. به قول شاعر:
تَعِظُ الْقَوْمَ فِی اَتَمِّ خِطَابِ                    حَکَتِ الْمُصْطَفَی بِهِ وَحَکَاهَا (21)
حضرت فاطمه‌علیها‌السلام مردم را با بهترین و کامل‌ترین خطاب موعظه کرد، [گویا] پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله به واسطة او سخن می‌گفت و او از پدر حکایت می‌کرد.
5. اثبات مظلومیت اهل بیت‌علیهم‌السلام
در جو خفقان آن زمان، آن‏چنان دستگاه سلطه خود را مستحق و صاحب حق می‌دانست که حتی مظلومیت اهل‏بیت‌علیهم‌السلام و تضییع حق و حرمت آنان بر مردم مشتبه شده بود.
فاطمه زهرا‌علیها‌السلام در گام اوّل با بیان خطبه‌ها و سخنان و اعتراضات خود، دستگاه غاصب را با برهان و حجّت به محکومیت و رسوایی کشاند؛ ولی هیئت حاکم که قافیه را باخته بود، از بدترین و زشت‌ترین جسارتها نیز کوتاهی نکرد؛ به خانة فاطمه‌علیها‌السلام هجوم بردند و او را در این ماجرا مجروح ساختند و فرزند او را به شهادت رساندند و فدک را غصب کردند، که با شهادت حضرت‌علیها‌السلام و دفن شبانه و مخفیانه ایشان، رسوایی بزرگی برای مهاجمان و حاکمان، در سینه تاریخ ثبت شد و مظلومیت خود، همسر و اهل‏بیت‌علیهم‌السلام را به تاریخ نشان داد.
حضرت زهرا‌علیها‌السلام به امیر مؤمنان علی‌علیه‌السلام این‌گونه وصیت کرد: «أُوصِیکَ أَنْ لَا یشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخَذُوا حَقِّی فَإِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ لَا تَتْرُکْ أَنْ یصَلِّی عَلَی أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی اللَّیلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُیونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَار؛ (22) تو را وصیت می‌کنم که هیچ‌کس از آنان که به من ظلم کرده و حق مرا غصب نموده‌اند، نباید در تشییع جنازة من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشند، و اجازه نده که احدی از آنها و پیروانشان بر من نماز گزارد. مرا شبانه دفن کن، آن هنگام که چشمها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشد.»
و با این وصیت علامت سؤال بزرگی در مقابل تمام تاریخ قرار داد که: چرا دختر پیامبر را شبانه دفن کردند و قبرش مخفی است؟»
6. نفرت از خلفا
دستگاه حاکم خود را به عنوان خلیفة رسول الله‌صلی‌الله‌علیه‌وآله معرّفی می‌کرد؛ ولی حضرت زهرا‌علیها‌السلام بر اساس حدیث مورد اتفاق فریقین که پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اِنَّ اللهَ یغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة وَیرْضَی لِرِضَاهَا؛ (23) به راستی خداوند با غضب فاطمه غضب می‌کند، و با خشنودی او خشنود می‌شود.» به خوبی این مسئله را درک کرده بود که سکوت او نوعی رضایت تلقی می‌شود؛ از این‏رو علاوه بر دفاع از امامت علی‌علیه‌السلام و اثبات مظلومیت او، انزجار و تنفر خود را از دستگاه خلافت اعلان نمود و بارها این نفرت را به زبان آورد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
الف. روزی حضرت‌علیها‌السلام خطاب به ابوبکر فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُکَ أَبَداً. وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَیکَ فِی کُلِّ صَلَوةِ؛ (24) سوگند به خدا! [از این پس] هرگز با تو سخن نگویم. به خدا سوگند! [شکایت تو را به خداوند خواهم نمود و] در هر نماز تو را نفرین خواهم کرد.»
این اظهار تنفر برای دستگاه غاصب خلافت، بسیار سنگین تمام شد؛ از این‏رو ابوبکر و عمر در روزهای واپسین حیات دختر پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، برای جلب افکار عمومی و کاستن از این نفرت، به فکر عیادت و دلجویی از حضرت زهرا‌علیها‌السلام افتادند و زبان به عذرخواهی گشودند، و می‌خواستند بفهمانند که حضرت زهرا‌علیها‌السلام خصومت شخصی دارند؛ ولی اظهار تنفر آن حضرت به خاطر انحراف امّت و بیچاره شدن مسلمین؛ بلکه بشریت بود؛ از این‏رو قاطعانه فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُکُمَا مِنْ رَأْسِی کَلِمَةً حَتَّى أَلْقَى رَبِّی فَأَشْکُوَکُمَا إِلَیهِ بِمَا صَنَعْتُمَا بِهِ وَ بِی وَ ارْتَکَبْتُمَا مِنِّی؛ (25) سوگند به خدا! بعد از این با شما دو نفر سخن نمی‌گویم تا به ملاقات خدا بشتابم و شکایت شما را به خدا می‌برم به خاطر آنچه نسبت به خدا [و دین او] و نسبت به من روا داشتید [و انحرافها و اهانتهایی که انجام دادید].»
بعد از هجوم دستگاه حاکمه به خانه علی‌علیه‌السلام و شکستن حریم و مجروح ساختن فاطمه‌علیها‌السلام، حضرت‌علیها‌السلام فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُ عُمَرَ حَتَّى أَلْقَى اللَّه؛ (26) سوگند به خدا! تا زنده‌ام با «عمر» سخن نخواهم گفت تا خداوند را ملاقات کنم.»
بخاری از عایشه نقل کرده است که او گفت: فاطمه‌علیها‌السلام از دنیا رفت، در حالی که از ابو بکر دوری می‌گزید.» (27)
جمع‌بندی
از مجموع آنچه گفته شد به خوبی روشن می‌شود که قیام حضرت زهرا‌علیها‌السلام برکات و آثار فراوانی داشته و دارد، از جمله: ترسیم راه صحیح و مستقیم در آن فتنه، رسوا نمودن چهرة نفاق که سالها در پس پرده بود، دفاع از امامت و ولایت امیر مؤمنان علی‌علیه‌السلام [از طریق خطبه‌ها، ملاقاتها و رفتن به در خانة مهاجر و انصار]، شناخته شدن فضایل و شخصیت خود بانوی دو جهان در جریان قیام، اثبات مظلومیت اهل‏بیت و شخص امام علی‌علیه‌السلام و انزجار و نفرت از دستگاه خلافت و سران سقیفه و... .
فهرست منابع
1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1378ق.
2. ابن شهر آشوب، مناقب، انتشارات علامه، قم، 1379ق.
3. ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، دار المعرفة، بیروت، 1382ق.
4. احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، دار صادر، بیروت، چاپ اول، 1379ق.
5. اربلی، کشف الغمّه، بنی هاشمی، تبریز، 1381ق.
6. خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب کتاب ا لعین، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1414 ق.
7. شیخ صدوق، علل الشرایع، دار البلاغه، بی‏جا، بی‏تا.
8. شیخ صدوق، معانی الاخبار، مکتبة المفید، 1361ق.
9. شیخ مفید، اختصاص، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق.
10. طبرسی، احتجاج، دار الاسوۀ، بیروت، چاپ اول، 1413ق.
11. علامه امینی، الغدیر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1366ق.
12. علامه مجلسی، بحار الانوار، دار احیاء التراث، بیروت، چاپ سوم، 1403 ق.
13. قاضی نور الله شوشتری، احقاق الحق، مکتبة آیة الله مرعشی، قم، 1388ق.
14. محمد آخوندی، ریاحین الشریعه، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، بی‏تا.
15. نظری منفرد، تنها یادگار، انتشارات جلوة کمال، چاپ دوم، 1389ش.

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(1). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 21، ص 279.
(2). همان، ج 36، ص 353.
(3). احتجاج، طبرسی، ج 1، ص 131.
(4). توبه / 107.
(5). «حسیکه»: حَسَک به معنای خار خشنی است که به موی گوسفندان می‌چسبد و یا وسیلة دفاعی است که دور لشکریان نصب می‌شود. «حَسَکُ الصَّدْر»: یعنی کینه‌ها و عداوتهای پنهانی که در سینه پنهان شده است (و گاهی آشکار می‌شود). (ترتیب کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی، ص 179).
(6). بحار الانوار، ج 29، ص 223.
(7). همان، ج 43، ص 156، ح 5.
(8). همان، ج 28، ص 322 و ص 339؛ الغدیر، علامه امینی، ج 7، ص 77؛ الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، ج1، ص 20.
(9). بحار الانوار، ج 43، ص 158؛ کشف الغمّه، اربلی، ج 2، ص 40؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص354.
(10). الامامة والسیاسة، ج 1، ص 19.
(11). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 158؛ کشف الغمّة، اربلی، ج 2، ص 40.
(12). الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، ج 1، ص 19.
(13). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 29، ص 189، باب 11؛ تنها یادگار، نظری منفرد، ص 331؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 182؛ امالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 384.
(14). شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 16، ص 235.
(15). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 8، ص 103؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 178 ـ 183.
(16). تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ج 2، ص 115؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 53، ص 19.
(17). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 8، ص 103؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 183.
(18). بحار الانوار، ج 29، ص 182؛ ریاحین الشریعه، محلاتی، ج 2، ص 41؛ امالی، شیخ صدوق، ج 1، ص207.
(19). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 36، ص 353؛ احقاق الحق، قاضی نور الله شوشتری، ج 21، ص 26.
(20). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 156، ح 5؛ ر. ک: مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 49.
(21). تنها یادگار، نظری منفرد، ص 424.
(22). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 209؛ علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 188؛ احتجاج، طبرسی، ص 59.
(23). بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 21، ص 279.
(24). الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، همان، ج 1، ص 20؛ الغدیر، علامه امینی، ج 7، ص 230، اعیان الشیعه، سیدمحسن امین عاملی، ص 318.
(25). الامامة و السیاسة، ابن قتیبه، ج 1، ص 13؛ علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 185.
(26). الغدیر، علامه امینی، ج 7، ص 17؛ الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، ج 1، ص 20، بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 28، ص 322 و 339.
(27). تنها یادگار، نظری منفرد، ص 425.

مجله مبلغان – شماره 151



قیام حضرت زهرا افشاگری خلفاء غاصب

ارسال شده در مورخه : شنبه، 29 دي ماه، 1397 توسط payegahir

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما : 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]