نقش عفاف و حجاب در تحكيم خانواده

نقش عفاف و حجاب در تحكيم خانواده

پستتوسط smyv » جمعه, 19 آذر ماه , 1395 12:07:13

اين طور نيست كه اين خانم هرطور خواست خودش را آرايش كند و برود نشان جوان ها بدهد. همسر شماست. من يك سؤال از شما مي پرسم. اين سؤال را كشورهاي خارج هم بودم، پرسيدم. هرچه عقيده شما است، بگوييد. آيا روي كره ي زمين يك زن هست كه بگويد: من زن هستم. مي خواهم شوهر من مرا 95 درصد دوست داشته باشد؟ شوهر من يكي دو درصد خانم ديگر را هم دوست داشته باشد!!! آيا چنين زني هست يا نه؟ نيست. كدام زني هست كه اين طور بگويد؟ هيچ زني قبول نمي كند. كاري به اسلام هم ندارم. قرآن را براي يك لحظه كنار بگذارم. مي خواهم بدون قرآن صحبت كنم. كدام زن است كه حاضر باشد شوهرش 95 درصد دوستش داشته باشد؟ هيچ زني حاضر نمي شود. اگر اين طور است چرا بايد آرايش كرده خودت را نشان مردم بدهي؟ اين رقمي كه شما در خيابان مي آيي، يعني چه؟ يعني مردم، مرا ببينيد. اين يعني چه؟ يعني دو درصد علاقه شما از خانمتان متوجه من كنيد. از يك طرف مي گويد: نمي خواهم يك درصد علاقه ي شوهرم جاي ديگر باشد، از سوي ديگر با لباس و آرايش بيرون مي آيد، كه به مردها بگويد: مردها، شما كه زن دوست هستيد، من هم هستم. ببينيد چه قيافه اي دارم؟ هركس دوست دارد شوهرش براي خودش باشد، بايد اجازه بدهد در خيابان شوهر مردم هم براي زن مردم باشد. كسي را تحريك نكند. حالا چادر يا مانتو مهم نيست. مهم اين است كه قرآن مي گويد: به تقوا نزديك باشد.
من يك حرفي مي زنم هركس جواب دارد، جواب مرا بدهد. دانشجو حق تحصيل دارد. بله! دانشگاه آمده و جواني اش را مي دهد براي اينكه چيز ياد بگيرد. اين دانشجو كه حق تحصيل دارد، اين دختر دانشجو با اين قيافه در دانشگاه مي آيد، از بغلش رد مي شود و سر كلاسش مي نشيند، آيا حواس اين جوان پرت مي شود يا نه؟ بنده دانشجو هستم و دارم مطالعه مي كنم. اين خانم با هر رقم آرايشي مي آيد از كنار من رد مي شود. بالاخره دل مرا مي برد. دل مرا كه برد، كتاب دستم است، اما حواسم جاي ديگر است. ضربه علمي به من مي زند. در دانشگاه بايد قوي ترين حجاب ها باشند. چون محل درس است. در محل درس من بايد متمركز باشم. اسلام مي گويد: اگر قاضي كفشش تنگ است، قضاوت نكند. چون فشاري كه به پايش مي آيد ممكن است در قضاوتش اثر بگذارد. اسلام مي گويد: اگر قاضي ادرار دارد، قضاوت نكند. ممكن است ادرار قاضي در قضاوتش اثر كند. پيغمبر آمد نماز بخواند، فرمود: فاطمه جان! اين پرده گل دارد، گلش حواس مرا پرت مي كند. اگر گل پارچه اي حواس پيغمبر را پرت كند، دختري كه خودش را مثل گل درست كرده است، حواس جوان را پرت نمي كند؟! كتاب دستش است. ولي همين طور نگاه مي كند، يك مدتي يك فوتي مي كند، تا مي رود يك چيزي بخواند باز يك نفر ديگر مي آيد از اين طرفش مي رود. خانم هاي بد حجاب و آرايشگر از نظر حقوقي كار به اسلام ندارند. بهايي هم باشند، يهودي هم باشند، مسيحي هم باشند، اگر دختر خانم در دانشگاه با آرايش تحريك كننده حضور پيدا كند، اين به دانشجو ضربه علمي مي زند. پسر هم همينطور است. پسر هم يك لباس تنگ مي پوشد، بازويش را نشان مي دهد، محيط دانشگاه بايد آرام باشد. مگر اينكه نه، علم هست و چيز ديگر هم هست. مخلوط عرض مي كنم. اگر زني اجازه نمي دهد، خوب ما هم نبايد اجازه بدهيم.[1]


پی نوشت :
استاد قرائتي، درس هايي از قرآن، آسان گيري در ازدواج و زندگي، تاريخ پخش: 18/02/93
smyv
کاربر عضو
کاربر عضو
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه, 18 خرداد ماه , 1394 03:52:05
تشکر کرده: 9 بار
تشکر شده: 5 بار
امتياز: 50

بازگشت به مشاوره

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان