با امام زمان (ع) به قدر آب خوردن

با امام زمان (ع) به قدر آب خوردن

پستتوسط smyv » چهارشنبه, 12 ارديبهشت ماه , 1397 14:01:22

برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود



اعمالش را انجام داده بود. داشت از مسجد بیرون می آمد.
دید

عضويت  / ورود
ی وارد صحن شد و به سمت شبستان مسجد جمکران آمد.
چهره ی نورانی و دلنشینی داشت.
پیش خودش گفت: این سید تازه از راه رسیده،
حتما در این هوای داغ تابستانی،تشنه است.
خودش را به او رساند و ظرف آب را تقدیم حضورش کرد.
گفت: شما هم دعا کنید بلکه خدا فرج امام مان را زودتر برساند.
جوان ناشناس غریبانه فرمود:
شیعیان ما حتی به اندازه آب خوردنی هم ما را نمی خواهند؛
اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد
لحظه ای بعد،مرد بود و ظرف آب و آقایی که دیگر دیده نمی شد.
احمد قاضي زاهدي گلپايگاني، شیفتگان حضرت

عضويت  / ورود
،ج1،ص155

پایگاه فرهنگی

smyv
کاربر عضو
کاربر عضو
 
پست ها : 0
تاريخ عضويت: سه شنبه, 18 خرداد ماه , 1394 03:52:05
تشکر کرده: 10 بار
تشکر شده: 5 بار
امتياز: 50

بازگشت به داستان و حکایت

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان